
خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
قبل از هر سخنی فرارسیدن ماه محرم،ماه پیروزی خون بر شمشیر،ماه رهایی پرندگان عاشق از بند جهان،ماه احیای اسلام عزیز،ماه عشقبازی حسین بن علی با جان جانان و این عید خون را به همه شیفتگان آزادی و آزادگی تبریک و تهنیت عرض می کنم.
..........................................................................................................................................
و اما نجف:
آفتاب سه شنبه غروب کرده بود که رسیدیم نجف،شهر مدفن علی(ع)مردی که از ابتدای تولدمون اسمش تو گوشمونه.یادتون که هست....یا علی....
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی ابن ابیطالب
اتوبوس جلو هتلی نگه داشت (هتلی که بی شباهت به مسافرخونه های درجه سه لاله زار نبود)هتلی کوچک با بهداشت و نظافتی زیر صفر...اتاقهایی کثیف و...ساعت 7 وقت شام بود.(یادش بخیر اولا وقتی میرفتیم مشهد یا قم اول می رفتیم حرم برا عرض ادب بعد دنبال جا و مکان.اما حالا برعکس شده)بلاخره شام رو خوردیم و با اتوبوس به سمت حرم حرکت کردیم.هتل ما تو قسمت کوفه بود و با حرم فاصله زیادی داشت.(البته الان کوفه و نجف یه شهرشدند مثل تهران و شهرری و دیگه شهری مستقل بنام کوفه وجود نداره.تو مسیرمون قبرستان وادی السلام بود.میگن هزارتا پیغمبر اینجا دفن شدن ویکی از درهای بهشت همینجاست.وادی السلام.ولی ما رواجازه ندادن که داخل بشیم(مسائل امنیتی)بلاخره رسیدم .ابتدای خیابونی که انتهای اون حرم حضرت علی(ع) قرار داشت.وباز خیابانی با چهره ای فقرآلود...هر قدم که جلو میری قلبت تو سینه می خواد از جا کنده شه...مگر نه اینکه داری میری کنارعلی و مگرنه اینکه علی پراز هیبت و است و عظمت.درجایگاهی اینچنین پرعظمت چه میتوان کرد جز سکوت و ادب .و چه می توان گفت جز شرمساری و سرافکندگی...داخل حرم که میشی جمعیت چندان زیاد نیستند(یاد مشهد و جمعیت میلیونیش بخیر)کنار ضریح می ایستی و حقارتی سنگین رو درون خودت احساس می کنی.معروفه که آرامگاه حضرت آدم و حضرت نوح هم درون همین ضریح است.و تو اینک کنار تاریخ انسان ایستاده ای از آدم تاخاتم...پس با ادب باش و ساکت....چقدر بده که عده ای در این مکان که قرآن ناطق وجود داره تنها به دنبال ثوابند(میگن این نماز ۲۰۰۰تا ثواب داره.این دعا ۷۰۰تا ثواب داره.چرتکه بنداز خوب می صرفه)ای داد از دین این تجارت پیشگان بی ایمان....
چهارشنبه بعد از اینکه نماز صبح رو تو حرم خوندیم گشتی تو خیابونهای اطراف حرم زدیم.بازارچه هایی مانند بازار روزهای ما با فروشندگانی که دست و پا شکسته فارسی هم بلد بودن.تو همه این مدت یه چشمت به بازار و یه چشمت به حرم.ظهر شده و موقعه نماز...بعد از ظهر برنامه مسجد سهله و حنانه است.یکی از چهار مسجد بزرگ مسلمانان.این مسجد داستانهای زیادی داره از جمله اینکه پیامبران و اولیا بسیاری تو این مکان به عبادت پرداختند.از جمله مقام حضرت ابراهیم(ع)، مقام حضرت ادریس(ع)،مقام حضرت خضر(ع)،مقام امام صادق(ع)،مقام امام سجاد(ع)،و مکانی که معروف است به خانه امام زمان که قراره بعد از ظهور اونجا سکونت کنه.هر مقام نماز و دعای مخصوصی داره که افرادی که اونجا هستند و به مرشد معروفند راهنمایی می کنند.اعمال مسجد سهله تا غروب طول کشید و بعد از اینکه نماز مغرب و عشا رو خوندیم به طرف هتل برگشتیم.مدیر کاروان می گفت تا حالا15بار به این مکان اومدم و اولین بار هست که نماز واجبی رو اینجا می خونم.پنج شنبه بعد از نماز ظهر برنامه رفتن به مسجد کوفه بود.مسجد کوفه همونجایی که علی (ع) در محرابش شهید شد.مسجد کوفه هم مانند مسجد سهله اعمال زیادی داره .قبل از ورود به این مسجد آرامگاه کمیل و میثم تمار دو یار بزرگ امام علی (ع)قرارداشت .معروفه که همه پیامبران و اولیای بسیاری تو محل این مسجد نماز خوندند.و نیز معروفه که توبه حضرت آدم تو این مکان پذیرفته شده و داستانی که نقل می کنند که جبرئیل تو این مکان نازل شدو دعایی رو به آدم آموخت که با قسم دادن خداوند به نام 5 تن توبه اش پذیرفته شد.و الان هم مقام حضرت آدم مشخصه و هم مکان جبرئیل.و همچنین مقام حضرت ابراهیم پیامبر بزرگ توحید.و مقام حضرت خضر.و دکه المعراج که معروفه زمانی که پیامبر به معراج رفته بود نوری از زمین مشاهده میکنه و از جبرئیل علت اونو سوال میکنه و جبرئیل میگه اینجا مکان مسجد کوفه است و از کرامات اونجا نقل میکنه و پیامبر می خواد که اونجا نماز بخونه و الان مکان اون نماز با تخته سنگی استوانه ای مشخصه.همون سنگی که ساعت امام علی(ع) بود برای تشخیص زمان از طریق تابش خورشید به آن سنگ.و محراب امام سجاد(ع) و محراب امام صادق(ع) و دکه القضاء :مکانی که امام امر قضاوت رو اونجا انجام می داد و بیت الطشت(مکانی که امام کرامتی از خود درباره آگاهی از برخی مسائل پنهان نشان داد)و حوضچه ای که در وسط حیاط این مسجد در حال ساخته که معروفه حضرت نوح کشتی خودشو اینجا ساخته....و چه فلسفه عمیقی... باید علی در این مکان، در این خلاصه تاریخ به شهادت برسه.... و البته مسجد اصلی که علی (ع)در اونجا به شهادت رسید الان جزوی از این مجموعه بزرگه.وقتی داخل می شی چشمت به محراب می افته.کاش اینجا رو هرگز با بازسازی تغییر نمی دادند و همون شکل اولیه باقی می موند.احساس می کنی سنگها هم سرافکنده و شرمگین اند شرمگین از بشریت و از تاریخ و هنوز داغدار شهادت عدالت....(کاش میشد همه حرفها رو گفت ....کاش...)
در قسمت دیگه این مجموعه بزرگ یه گنبد طلایی است این گنبد متعلق به مسلم بن عقیل سفیر امین حسین بن علی(ع) است.داخل این حرم آرامگاه دیگریست متعلق به مختار سردار بزرگ ایرانی که به خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد و عاملان فاجعه عاشورا را قتل عام نمود.روبروی این حرم و در گوشه دیگر حیاط آرامگاه هانی بن عروه ست حامی بزرگ امام علی و فرزندانش....اینک تو هستی و این مکانی پر از عشق و پر از حرف ...(حالا تو هی دنبال ثواب بگرد...)
بعد از اینکه نماز ظهر و عصر رو خوندیم از مسجد خارج شدیم به قصد خانه امام علی(ع)در فاصله اندکی با مسجد.خانه علی (زمانی که امام کوفه را به عنوان پایتخت انتخاب نمود هانی بن عروه آ ن را در اختیار امام قرار داده بود)اینجا مکانیست که نمونه عالی انسانیت حدود 5 سال در آنجا زندگی کرد با آن رنج ها و مشقتها بدون فاطمه، فاطمه بزرگ.و تو دوست داری که سر بر در این خانه بگذاری و غمهای خود را گریه کنی....کنار علی.خانه ای اینچنینی دارالخلافه امیرالمومنین.در فاصله مسجد و خانه امام نیزاری بزرگ وجود دارد روئیده در لجن و به تو می گویند اینجا دارالخلافه کوفست محل حکومت عبیدالله زیاد(خدایا چه فلسفه ایی)...
همچنین آرامگاه خدیجه یکی از دختران امام علی(ع) نیز در کنار مسجد قرار دارد.بعداز ظهر کاروان به سمت نجف حرکت می کند و تو می مانی شرمساری،تومی مانی اندوه...
روز جمعه اما عراق حال و هوای دیگری داشت.روز قبل عید غدیر.عید ولایت علی،روز جشن و شادمانی .شیعیان عراق دسته دسته به سمت حرم می آمدند سفید پوش با فریادهایی کوبنده....لبیک یا علی و زنان هلهله کنان این روز را تبریک می گفتند و ما که برای آخرین بار برای وداع رفته بودیم چه حسرتی در دل برای ماندن داشتیم.فریادها آدم را یاد بیعت مردم زمان خلافت می انداخت....
وقتی از حرم بیرون اومدیم متوجه شدیم که خیابونهای منتهی به حرم تا شعاع دوری بسته شده و باید پیاده بریم.وقتی از یکی از پلیسها برای رفتن مسیر رو پرسیدیم پیشنهاد داد که ما رو برسونه....با ماشین پلیس دربست 3000تومان....چه مملکتی....
رسیدیم هتل...اما وقت رفتن بود.رفتن به کربلا و وداع با شهر نجف.شهر سنگین سکوت.شهر علی و رنج هایش..خدا نگهدار و به امید دیدار...
ادامه دارد...

